شيخ حسين انصاريان
338
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
كسى نفهمد ، گوشهاى از رويهء لحاف ترمه را به قدر يك مهر نماز سوزاند . شب ديگر كه رفت بخوابد ديد لحاف عوض شده ، چيزى نگفت . پس از چند شب ديد لحاف ترمه آمده ولى آن چنان رفو شده كه كسى نمىفهمد . آن را با پارچهء آن مرد تطبيق كرد ديد كار يك استاد است ، گفت : اين لحاف سوخته بود چه كرديد ؟ خدمتكاران سخت ناراحت شدند ، فرمود : نترسيد كار خود من بوده ، رفوگر را بياوريد . او را آوردند ، بقچهء آن مرد را به او نشان داد و گفت : تو رفو كردى ؟ گفت : آرى ، قاضى را طلبيد و مال آن مرد را از آن خائن پس گرفت و به صاحبش داد و وى را به خاطر خيانت ، سياست فرمود . هواى نفس و تزكيهء آن در كلام بزرگان عرفا آمده است : مَنْ غَضَّ بَصَرَهُ عَنِ الْمَحارِمِ ، وَأمْسَكَ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ وَعَمَّرَ باطِنَهُ الْمُراقَبَةَ و ظاهِرَهُ بِاتَّباعِ السُّنَّةِ وَجَدَ حَلاوَةَ النَّجاةِ . « 1 » كسى كه ديده از حرام بپوشاند و نفس از شهوات و اميال و هوا و هوس حفظ كند و باطن به دوام مراقبت عمارت نمايد و ظاهر به متابعت سنّت رسول بيارايد ، شيرينى نجات در دنيا و آخرت بيابد . سُئِلَ عَنْ أحْمَدَ بْنِ رُوَيْمٍ كَيْفَ حالُكَ ؟ قالَ : كَيْفَ حالُ مَنْ كانَ دينُهُ هَواهُ وَهِمَّتُهُ دُنْياهُ ، لَيْسَ بِصالِحٍ تَقِىٍّ وَلا بِعارِفٍ نَقِىٍّ . از احمد بن رويم پرسيدند : چگونهاى ؟ گفت : چگونه باشد حال كسى كه دينش هواى نفس و ارادهاش دنياست ، صالح با تقوا نيست و عارف پاكيزه نمىباشد .
--> ( 1 ) - فيض القدير : 1 / 186 ، برگرفته از حديثى در ارشاد القلوب ، ديلمى : 1 / 131 .